المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
331
مروج الذهب ( فارسى )
آنكه در ماه برجوده كه نيسان است و بسنش كه ايار است و بؤونه كه حزيران است كشتزار سپيد شود و علف گل كند كه به نمود و سود چون شمش طلاب باشد » . در جاى ديگر از همين كتاب اين ماهها را بسريانى و عربى و فارسى با نام هر ماه ياد ميكنيم ولى همه اين مطالب را در كتاب اوسط آوردهايم . ديگرى به وصف مصر گفته « نيل آن عجب است و خاكش طلا است و ملك آن متعلق به كسى است كه بربايد و مال آن مرغوب است و مردمش سر و صدا ميكنند و طاعتشان از روى ترس است و صلحشان با فتنه قرين است و جنگشان سخت است و اين سرزمين متعلق به كسى است كه غالب شود » رود نيل از رودهاى معتبر و مهم است كه از بهشت برون مىشود زيرا در شريعت خبر هست كه نيل و سيحان و جيحان و فرات از بهشت ميايد . سيحان رود اذنه ساحل شام است و بدرياى روم ميريزد و سرچشمه آن در سه منزلى ملطيه است و مجراى آن در ديار روم است و مسلمانان فقط شهر اذنه را كه ما بين طرسوس و مصيصه است بر ساحل آن دارند . جيحان از چشمههاى معروف بجيحان در سه منزلى مرعش سرچشمه ميگيرد و بدرياى روم ميريزد و مسلمانان بر ساحل آن جز مصيصه و كفر بيا ندارند و رود از ميان اين دو شهر ميگذرد . درباره فرات و نيل و سرچشمه و طول و مجرى و مصب هر دو رود و اينكه از بهشت برون مىشود و هم از دجله و ديگر رودهاى بزرگ معروف است سابقاً در همين كتاب سخن داشتهايم . عربان درباره نيل گويند وقتى طغيان كند رودها و چشمهها و چاهها فرو رود و چون فرو رود آب رودها و چشمهها و چاهها بر آيد پس طغيان نيل از فرو رفتن آن و فرو رفتن آن از طغيان نيل است بصرى گويد : « وقتى نيل طغيان كند همه رودها در زمين پهناور فرو ميرود » هندوان گويند طغيان و كاهش آب نيل از سيلاب است و اين را از توالى باد و طوفان و فزونى باران و كثرت ابرها تشخيص ميدهيم » . روميان گويند « آب نيل هرگز